|
everything you wanted about linkin park and rock >< لینکین پارک بازاش بیان >
|
||||
|
|
||||
سلام خوب هستین و حالا یه ترجمه کوچولو از P.O.D Youth Of The Nation Last day of the rest of my life I didn't tell her that I loved her and how much I care Unaware, I just did what I always do But who knew that this day wasn't like the rest Except gun blasts, it happened so fast Maybe this kid was reaching out for love Little Suzy, she was only twelve Hang with the boys and hear the stories they tell She finds love in all the wrong places Changed up her pace since her daddy left her Johnny boy always played the fool He was never really one of the guys It's kind of hard when you ain't got no friends You cross the line and there's no turning back who’s to blame for the lives that tragedies claim That I feel inside, I'm tired of all the lies There's got to be more to life than this
من بازم ...
برگشتم به صحنه، به صحنه ای که خیلی وقت بود فراموشش کرده بودم و احساس میکردم که از دستش دادم
ولی درواقع این من نبودم که از صحنه بدور مونده بودم بلکه صحنه زندگی بود که منو رها کرده بود و
تنهام گذاشته بود، درسته وقتی که آدم چرندیات یه ابلح
رو باور میکنه دلیلی نیست که زندگی بهش لبخند بزنه و انتظار من از دنیا کاملا بیهوده بود
وقتی اونقد خودخواه شده بودم که تنها عظتی که پیش خدا داشتم رو نادیده گرفتم و نتونستم اونی باشم که هستمو نتونستم با چیزی کنار بیام که حالا عذابشو نکشم، چیزی که همیشه از انجامش احساس خوبی بهم دست میداد ...
ولی باز کرم خدا رو شکر که شرایط رو طوری پیش برد که راه بازگشت به روی من باز شد
و منی که همهجوره گناه کارم حداقل تویه این یه مورد پیش خدا ابروی ازدست رفتمو بدست آوردم
تمام این حرفا رو از این بابت گفتم چون که چند ماهی بود که یه چیزی فکرمو مشغول کرده بود
چیز که چه عرض کنم، آدم وقتی که توی زندگی یه چیزه با ارزش داره که میتونه بهش افتخار کنه
و جای خالی چیزای دیگه رو واسش پر کنه از دست میده ...
مسلمآ با بدست آوردنش خوشحال میشه
و من فقط از روی خوشحالی این حرفارو زدم ...

آخرین روز باقی مانده از زندگی ام
I wish I would've known
آرزو داشتم که آگاه بودم از اتفاقاتی که قرار بود رخ بده
Cause I didn't kiss my mama goodbye
به این دلیل که من به هنگام خداحافظی مادرم رو نبوسیدم
و به او نگفتم که چقدر دوسش دارم و نگرانش هستم
Or thank my pops for all the talks’
و یا اینکه از پدرم برای تمام نصیحت هاش تشکر کنم
And all the wisdom he shared
و تمام فرزانگی و معرفتی که به من داد
بی خبر از همجا، من فقط کاری رو که همیشه انجام میدادم انجام دادم
Everyday, the same routine
کارهای روزمره
Before I skate off to school
قبل از اینکه اسکیتم را کنار بذارم و وارد مدرسه شم
اما کی می دونست که امروز آخرین روز از زندگی ماست
Instead of taking a test
قبل از اینکه اون رو تجربه کنه
I took two to the chest
من دوتاشو توی سینه ام به همراه دارم
(دو گلوله)
Call me blind, but I didn't see it coming
مرا نابینا خطاب کن، چراکه من اونو ندیدم
Everybody was running
همه درحال دویدن بودند
But I couldn't hear nothing
اما من نمی تونستم صدایی رو بشنوم
بجز صدای شلیک تفنگ ها، این خیلی سریع اتفاق افتاد
I don't really know this kid
من واقعآ او پسر رو نمی شناختم
Even though I sit by him in class
حتی فکر می کردم که توی مدرسه پهلوی او می نشستم
شاید او برای بدست آوردن چیزهای که برای او با ارزش بود اومده بود
Or maybe for a moment
یا شاید برای لحظاتی
He forgot who he was
او خودش رو فراموش کرده بود
Or maybe this kid just wanted to be hugged
یا شاید او فقط می خواست که اورو درک کنن
Whatever it was
به هرحال هرچیزی که بوده
I know it's because
من میدونم که این بخاطر اینه که
[chorus:]
We are, We are, the youth of the nation
ما هستیم، ما هستیم، جوانان این مملکت
سوزی کوچولو، او فقط دوازده سال داشت
She was given the world
او بدنیا آمده بود
With every chance to excel
با هزاران شانس و آرزو برای خوب بودن و برتری پیدا کردن
به پسران اطرافش متکی شد و حرفهای اونا رو باور کرد
She might act kind of proud
او می تونست زندگی پراز افتخاری رو داشته باشه
But no respect for herself
اما برایخودش هیچ ارزشی قاعل نشد
او عشق و محبت رو در تمامی مسیرهای غلط پیدا کرد
The same situations
در شرایط مشابه
Just different faces
ولی در چهرهای متفاوت
از وقتی که پدرش اورو ترک کرد او مسیر زندگیشو عوض کرد
Too bad he never told her
این خیلی بده که پدرش هرگز به او نگفت
She deserved much better
او سزاوار خیلی بهتر از اینها رو داشته
جانی پسری بود که همیشه دیگران رو دست مینداخت
He broke all the rules
او همه قوانین رو زیر پا گذاشته بود
So you would think he was cool
و این باعث میشه که شما فکر کنید جانی پسر خیلی باحالیه
او هیچ وقت اون چیزی که نشون می داد نبود
No matter how hard he tried
هیچ اهمیتی نداشت که او چقدر تلاش میکرد
Often thought of suicide
اغلب اوقات به خودکشی فکر میکرد
این که ادم هیچ دوستی نداشته باشه خیلی سخته
He put his life to an end
او زندگیشو جوری به پایان رسوند که
They might remember him then
دوستانش اونو بخاطر بیارن پس
تو از تمامی مرزها عبور میکنی و هیچ راه برگشتی برات نمیمونه
Told the world how he felt
به دنیا گفت که چه احساسی داشت
With the sound of a gat
با صدای یک گلوله
[chorus]
چه کسی رو باید سرزنش کرد برای زندگی هایی که بطور فاجعه انگیزی مطالبه شدن
No matter what you say
حرفهای تو هیچ اهمیتی نداره
It don't take away the pain
و نمیتونه این درها رو تسکین بده
که من از درون احساس میکنم، که از تمام دروغ های که شنیدم خسته شدم
Don't nobody know why
کسی میدونه چرا
It's the blind leading the blind
این هدایت کورکورانست وقتی بخوای از پشت پرده کسانی رو هدایت کنی
(این هدایت بیشتر شبیه اغفاله اگه بخوای کسی رو که چشماشو بستن و حرفای تو سالم به او نمیرسه هدایت کنیی)
I guess that's the way the story goes
من حدس میزنم که این راهیست که داستان باید طی کنه
Will it ever make sense?
ایا این مفهومی رو به ما میرسونه ؟
Somebody's got to know
بعضیها تلاش دارن که بدونن
در این داستان دلایل بیشتری برای زنده ماندن وجود داره
There's got to be more to everything
و این داستان حرفهای بیشتری برای گفتن داره
I thought exists
من فکر میکنم که هست
Translated By Sajjad Shariati
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/26ساعت 6 PM توسط سجاد |
سلام ...... امیدوارم که روبرا باشید اول از همه بچها که اومدن و نظر دادن تشکر می کنم بعد اینکه از زبان آقا احسان و ROCK'EM ALL اضافه می کنم که آهنگساز و شاعر اصلی این آهنگ باب سگر هست که در سال ۱۹۷۳ این اثر رو کار کرده. جیمز و لارس در حال رانندگی اینو گوش میدن و به فکر ساخت دوباره ش میفتن. اینم لینک دانلود آهنگ [mp3] On a long and lonesome highway east of Omaha But your thoughts will soon be wandering the way they always do Here I am - on the road again So you walk into this restaurant strung out from the road Yeah, most times you can't hear 'em talk, other times you can Oo-ooh, out there in the spotlight, you're a million miles away Later in the evening, you lie awake in bed Translated By Sajjad Shariati
بعد از یه مدت طولانی دوباره آپ کردم اونم با متالیکا (ایول)
حقیقتش این کارو خیلی دوست دارم واسه همینم خیلی سعی کردم که کارم تا جایی که امکان داره به هدف شعر نزدیک باشه .
برداشتی که من از این اثر داشتم این بود که سرنوشت هرکس میتونه دست خودش باشه البته تا جایی که بتونه خودش باشه و اسیر این دنیای زودگذر نشه، طوری که کسی که هدف های بزرگی داره ولی انرژی و وقتشو پای چیزای کم ارزش میزاره آخر کار فقط می تونه برای رهایی از سرزنش ها خودشو گول بزنه.....
خوشحال میشم اگه شما هم نظرتونو درمورد مفهوم شعر بگید....

Turn The Page
بر روی یک بزرگراه طولانی و خلوت در شرق اُماها
You can listen to the engines moaning out as one note song
تو می توانی به صدای ناله و شکایت ماشین گوش بدی که شبیه به یک نوت موسیقی است
You think about the woman or the girl you knew the night before
تو به دختر و یا زنی که شبه قبل باهاش اشنا شدی فکر میکنی
اما طولی نخواهد کشید که تفکرات تو مثل همیشه به چیزهای دیگر منحرف می شود
When you're riding sixteen hours and there's nothing much to do
وقتی تو 16 مایل را رانندگی می کنی و هیچ کار با ارزش دیگری برای انجام دادن نیست
And you don't feel much like riding, you just wish the trip was through
و تو احساس میکنی که دیگر نمی خواهی رانندگی کنی، تو فقط آرزو می کنی که سفرت تمام شده بود
من اینجا هستم - دوباره بر روی جاده
There I am - up on the stage
من آنجا هستم - بالا بر روی صحنه
Here I go - playing star again
من از اینجا میروم - و دوباره با ستارگان بازی می کنم( من اینجا تمامش می کنم - با نواختن بهترینها )
There I go - turn the page
من به آنجا میروم - و سرنوشتم را رقم میزنم
پس تو وارد رستوران کنار جاده می شوی
And you feel the eyes upon you, as you're shaking off the cold
و تو چشم هایی که نظاره گر تو هستند را احساس می کنی، از وقتی که تو از سرما به خودت می پیچی
You pretend it doesn't bother you, but you just want to explode
وانمود میکنی که سرما تورا اذیت نمی کنه، اما تو از درون طاقت سرما را نداری(منظور اینه که طاقت تحمل سرزنشها رو نداره اما مجبوره که ظاهر رو حفظ کنه و وانمود کنه که هیچ اتفاقی نیفتاده)
اره، اکثر اوقات تو نمی توانی صدای مرا بشنوی، و دیگر مواقع تو تنها میشنوی...
"?All the same old clich's, "Is it woman? Is it man
تمامی حرفهای رکیک قدیمی را، "او یک زن است ؟ او یک مرد است ؟"
And you always seem outnumbered, you don't dare make a stand
و به نظر میرسه که تو همیشه از دیگران برتری، ولی شهامت ایستادگی و مقاومت را نداری و کم میاری
Make your stand
مقاومت کن
اه-ه ه، بیرون آنجا بر روی صحنه نمایش زیر نورافکن، تو فرسنگ ها فاصله داری
Every ounce of energy you try to give away
تمام انرژیی که تو تلاش می کنی به دیگران منتقل کنی
As the sweat pours out your body like the music that you play, yeah
بهمان اندازه که ریزش عرق به هنگام نواختن موسیقی تمام وجودت را فرا می گیرد، اره
بعدآ در یک غروب، که تو بر روی رختخواب بیدار میشوی
With the echoes of the amplifiers ringing in your head
با صدای سوتی در مغزت ( سرش سوت می کشه )
You smoke the day's last cigarette, remembering what she said
تو آخرین سیگار باقی مانده از دیروز را میکشی، حرف های اورا بخاطر می آوری
What she said
که او چه گفت
+ نوشته شده در جمعه 1386/07/13ساعت 0 AM توسط سجاد |